پارت 61دنیا :روی تختم نشسته بودمسرم تو گوشیم بودملینا هم بغلم بود وداشت کارای اداری بیمارستانو تموم میکردامیر و رهام پایین بودنملینا لپتاپشو بست و گوشیشو برداشتمن رفتم پایین یکم آب بخورمدیدم امیر گوشه ی خونه نشسته ورهام روی مبل داره صحبت میکنهاز پشتش رد شدم و رفتم توو آشپزخونهیهو ی نگاه ب گوشیش کردم و دیدم لایوهسریع خودمو انداختم کف زمینبدون صدا و فقط با لب و دهن ب امیر گفتم* این داااره چیکار میکنههههامیرم همونطوری جواب داد#لایو دااارهصدای پای ملینا اومدداد زد & امیییییییییربعد ی نگاه ب وضعیتمون کردامیر گوشه ی خونه چمباتمه زده بودمن داشتم سینه خیز از آشپزخونه بیرون میرفتم ورهام از استرس عرق کرده بودرفتم پشت دوربین پیش ملینا وایسادمرهام @ ن بچه ها زن چیه صدای مامانم بود........ امیر ؟ ن امیر اینجا نیس........با پانتومیم داشتیم ب رهام میگفتیم قضیه رو بپیچونه@مجبورم برم ی زنه داره میاد نننن ی زنه ن یاشار داره با ی زنه امیر میاد بجاش با هم بریم حموم؟؟؟! میاد با هم چیز چیز کنیم بریم بازی کنیم نننن تمرین اهنگ جدید کنیم فعلا دیگه خدافظ منتظر اهنگ جدید باشیدقط کرد* اینننن یعنی حموم؟ ن این یعنی حموم؟ زن ریش داره؟ من ریش نشون میدم میگی زن؟&اینو از کجا اوردی؟@خب مث ادم نشون بدید& دااااشتیم امیرو نشون میدادیم دیگه کم مونده بود خود دنیا بیاد بگه قضیه رو#ولش کنید دیگه بخیر گذشت@راستی ما داریم میریم کانادا کنسرت* ع کی؟ چرا نگفتی؟@پس فردا فک کنم ی هفته ای بر میگردیم* تنها؟@اره دیگه با گروه&چرا بهم نگفتی امیر؟#یادم رفت& یعنی چی یادم رفت#خب یادم رفت دیگه باید چمدون هم جمع کنیم وای رهام یادم اوردی استرس گرفتم@پاشیم وسایلو جمع پارت ۱۲...
ادامه مطلبما را در سایت پارت ۱۲ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 0:06