پارت ۱۲

متن مرتبط با «پارت» در سایت پارت ۱۲ نوشته شده است

پارت 61 *از من تا ما *

  • نیلوبلاگ

    پارت 61دنیا :روی تختم نشسته بودمسرم تو گوشیم بودملینا هم بغلم بود وداشت کارای اداری بیمارستانو تموم میکردامیر و رهام پایین بودنملینا لپتاپشو بست و گوشیشو برداشتمن رفتم پایین یکم آب بخورمدیدم امیر گوشه ی خونه نشسته ورهام روی مبل داره صحبت میکنهاز پشتش رد شدم و رفتم توو آشپزخونهیهو ی نگاه ب گوشیش کردم و دیدم لایوهسریع خودمو انداختم کف زمینبدون صدا و فقط با لب و دهن ب امیر گفتم* این داااره چیکار میکنههههامیرم همونطوری جواب داد#لایو دااارهصدای پای ملینا اومدداد زد & امیییییییییربعد ی نگاه ب وضعی...

    ادامه مطلب
  • پارت 15 *از من تا ما*

  • نیلوبلاگ

    بررررییییم برای پارتتتتتت بعددددد ...

    ادامه مطلب
  • پارت 16 *از من تا ما*

  • نیلوبلاگ

    پارت 16دنیا :حوصلم سر رفته بودساعت 5 بودزنگ زدم بچه ها بیان اینجابعد از ی ساعتهمشون رسیدنمیلاد & خب       حالا چیکار کنیم ...

    ادامه مطلب
  • پارت 17 *از من تا ما*

  • نیلوبلاگ

    پارت 17دنیا :ساعت 9 بود     رسیده بودم خونه   هیشکی نبود حوصلم سر رفته بود دوبارهپاشدم لباس پوشیدم رفتم پاساژ داشتم میچرخیدملوازم ارایش میدیدم لباس میدیدم یکی اومد سمتم یکم نگام کرد گفت #ع دنیا  انقد کلاه و عینک و ماسک زده بود ک اصلا معلوم نبود کیه ماسکشو داد پایین من*عععع رهام   اینجا چیکار میکنی#من اومدم برای مامانم کادو بگیرم *چی میخوای بگیری کمکت کنم؟ #نمیدونم شاید کیف  کفش  &nb...

    ادامه مطلب